ابراهيم عاملي ( موثق )

403

تفسير عاملي ( فارسي )

نميتوانست دوباره برگردد ، پرسيدم اين كجا است و چى است ؟ جبرئيل گفت : اين مثال كسانى است كه نسنجيده سخنى ميگويند و نميتوانند جلو آن را بگيرند كه ديگران نشنوند ، در مراجعت از اين سير و گردش زنهائى ديدم به پا و بعضى بپستان آويخته نگونسار ، پرسيدم اينها كه باشند ؟ جواب داد : زنهاى بدكار كه آبستن شده‌اند و فرزند خود را كشته‌اند . كشف : ممكن است مصلحت معراج پيغمبر اين باشد كه چون از آسايش كافران و رنج مؤمنان خاطرش آزرده ميشد ، او را گردش دادند و ملكوت را بر او عرضه كردند و عاقبت هر دو دسته را به او نمودند و خاطرش را آرام كردند ، و ممكن است از اين جهت بود كه آنچه از چگونگى بهشت و دوزخ بمردم بگويد از نقل و شنيدن نباشد بلكه به بيند تا آنچه بگويد مشاهدات او باشد و در دلهاى مردم جايگيرتر شود ، و بزرگان صحابه مثل انس ، ابو سعيد خدرى ، شداد اوس ، ابو هريره ، ابن عبّاس روايت كرده‌اند كه شب دوشنبه سيزدهم ربيع الاوّل يك سال قبل از هجرت پيغمبر ( ص ) را بمعراج بردند . بروايتى ديگر نوزدهم رمضان و هجده ماه پيش از هجرت بوده است : فرمود و در هنگام گردش به آسمان اوّل مردمى ديدم كه كسى بر آنها گماشته شده و با دهره اى از آتش ( ابزارى مانند داس ) لبان آنها را ميبريد و سنگ آتشين در دهان آنها ميكرد كه از زيرشان بيرون ميآمد ، از جبرئيل آن را پرسيدم گفت : اينها كسانى هستند كه بناحقّ مال يتيمان ميخورند . دسته اى ديگر ديدم با شكمهاى بزرگ ، خانه مانند كه بامداد و شبانگاه بدوزخ ميبرندشان و در اين راه از جلو معبر آل فرعون عبور ميكنند كه در زير پاى آنها ماليده و گرفته ميشوند ، جبرئيل گفت : اينها رباخوار هستند . دسته اى ديگر ديدم كه ملائكه مأمور آتش با دهره آتشين از لب تا دوشهاى ايشان ميبريدند و باز به صورت خود درست ميشد و پيوسته در اين كار بودند ، پرسيدم اينها چه مردمى هستند ؟ جواب داد : اينها سخنچين هستند كه مردم را بهم ميافكنند ، دسته ى ديگر ديدم كه با ناخنگير آتشين لبهاشان را مى - گرفتند ، چون پرسيدم چه كرده‌اند ؟ گفت : آنها هستند كه سخنرانى ميكنند و قرآن